امروز ظهر هم هیئت نذری دادیم الحمدلله.. دیشب تا صبح بیدار بودیم با همسفر. و اهل هیئت.. عکس هیئت مون میزارم ادامه مطلب :) رمزم همون همیشگی.
برچسب:
نویسنده: ستایش کاظمیان
بالاخره قفل سکوت محبوبم باز شد و حرفهای اصلی:) + رنج و اشک و آه از این عشق..
برچسب:
نویسنده: ستایش کاظمیان
ینی باید ازهم جدا میشدیم ؟ باور نکردنی و سخت بود برام.. حقیقتا بدون اون نمیشد زندگی رو ادامه داد...
برچسب:
نویسنده: ستایش کاظمیان